
زیبایی درونمان را با زیر سوال بردن دیگران به سخره نگیریم.....هرکدام از ما گذشته ای با انبوه پشیمانی ها و خاطرات و زیبایی ها و نا زیبایی ها پنهان در درون امروزیش است ...گاه از گذشته یاد می کند و گاه ان را در نقاب امروزش که هدیه ایست از گذشته می پیچد و از گذشته می گذرد و به فراموشی می سپاردش....با تفتیش در گذشته ی دیگری امروز خود را که نقابی بر گذشته مان است به سخره نگیریم. 
با بر افروختن اتش قلب ها گذشته های فراموش شده را زنده نکنیم...با دورنگی گذشته های کاذب دیگری را که از ان هیچ نخواهیم دانست امروز به تصویر نکشیم...انچه را که فراموش شده امروز دگربار زنده نکنیم که هر به یاد اوردنی در زمانی که هر چیز فراموش شده اغاز یک بازی خطرناک است.
همه مان حق اغاز های دوباره را خواهیم داشت...اغاز های دوباره را با خباثت قلب ادمیان اشنا نکنیم.همه ی ادمیان مستحق اغاز دیگرند با هر نقابی که خود بر می گزینند.
به جای بر داشتن نقاب از صورتک های خوشبخت برای خود نقابی جدید بر گزین....نقابی که در سایه ی ان خوشبختی دیگران برایت ان چنان خوشایند باشد که نیازی به دیدن زیر نقاب نداشته باشی...هر نقابی که بر گزینیم با ما ان چنان عجین خواهد شد که دگربار خودی جدید و زنگی جدید خواهیم داشت.نقاب ها را با خباثت قلب هامان از صورتک های خوشبخت نکنیم...بگذاریم همه مان ان چه می خواهیم را بسازیم و باشیم....
x
 .jpg)
|